محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
104
اكسير اعظم ( فارسى )
دمالاخوين ساينده بدهند رشح دم كه از علق به همرسد قطع كند . بثور حلق و قرحه آن گاهى در حلق بثور ماره محرقه از ماده حار دموى يا صفراوى پيدا كرده و در مرى اكثر واقع مىشود و در قصبه كمتر افتد و عسر العلاج بود و نشانش وجود وجع شده و حرقت در آن موضع است پس اگر شدت درد و سوزش وقت فرو بردن لقمه طعام و خصوصا طعام ترش با تيز يا مالح يا خشن باشد بثور در مرى بود . و اگر وقت تكلم و آواز بلند و از وصول دخان و غبار درد زياده گردد و سرفه خشك هر وقت رنج دهد و تغيير در آواز او ظاهر شود بثور در حنجره و قصبه ريه بود . علاج : تدبيرش به علاج خناق حد و بثور دهن نمايند . و ايضا بعد فصد قيفال يا اكحل و تيفته شربت عناب يا شربت آلو يا سكنجبين ساده و لعاب اسپغول يا بهدانه نوشيدن و يا براى تسكين حدت ماده و حرقت از شيره جو و نشاسته و روغن بنفشه يا بادام حرير و ساخته نيمگرم آشاميدن خيلى مفيد است غذا ماء الشعير به روغن بادام و بايد كه اغذيه نوشيدنى اين بار لنفضه و هنگام نوشيدن دوا و غذا بر پشت بخوابند و از آب سرد و طعامهاى سرد بالفعل و از اشياى شيرين و ترش و نمكين و تيز و گوشت و نان و اغذيه خشك پرهيز نمايند پس اگر بثور تحليل نشود به انضاج و انفجار و جلا و اندمال آن كوشند بدانچه در خناق گذشت . و ايضا در بثور متقرح و قرحه حلق از بنفشه كثيرا رب السوس مغز تخم خيارين مغز تخم هندوانه مغز تخم كدو نشاسته مغز بهدانه و شكر تيغال و تخم خشخاش سائيده و به لعاب بهدانه و اسپغول سرشته حبوب سازند و در دهان نگاه دارند . و اگر بزر ورد طباشير نشاسته كهربا دمالاخوين مساوى كوفته بيخته حب بندند و تا اندمال در دهن دارند براى اندمال قرحه حلق نافع است . و اگر برگ تلسى ، سنگ جراحت صندل سفيد به گلاب سوده الايچى سفيد مع پوست زردرد مساوى به گلاب كهرل سازند و حب بسته يكى از آن در دهن دارند چون حل شود ديگر نگاه دارند تا كه قرحه اندمال يابد نيز قرحه حلق و فلاع را نافع و چون تخم گل يك درم موم كافورى يك درم و نيم انزروت دو درم روغن گل سه درم و نيم گرفته موم را در روغن گداخته ادويه ديگر كوفته بيخته به آن آميخته حبهاى خرد ساخته يكيك بزرده تخم مرغ آلوده فرو برند . و اگر بطور لعوق لعق كنند نافع تر باشد . و در غذا هم زرده تخم مرغ نيمبرشت تناول نمايند جهت قرحه حلق مجرب و معمول است و شادنج عدسى مغسول گل انه منى مازو سوخته سرطان سوخته نشاسته گلنار زرد و بسه سوخته ودع سوخته كوفته به حرير بيخته در حلق نفوخ كردن براى اندمال قرحه بعد تنقيه آن از ريم نيز مفيد است . طبرى گويد كه اگر بثور در مرى باشد فصد هر دو قيفال كنند و حريره معمول از شير وجوه نشاسته به روغن بنفشه نيمگرم بنوشانند بر پشت خوابانيده و از آب سرد و اغذيه بارد بالفعل منع كنند تا آنكه شيره بكشايد و اغچه در آن باشد بيرون آيد بعده اندك سركه كهنه بنوشانند تا ماده باقى را پاك كند . و اگر از اين درد شدت كند اندك روغن گل و قدرى لعاب تخم كتان بنوشانند كه تسكين الم در ساعت كند . و اگر بثره كوچك باشد به اين علاج به سرعت به شود . و اگر بثور كبار بود و موضع را متآكل ساخته باشد بعد تنقيه به فصد و حقنه موم روغن از روغن گل ساخته هر ساعت اندك اندك بچكانند تا الم آن را كم گرداند بعده مرهم ابيض كافورى به اين طور لب ازند كه موم سفيد مصفى در روغن گل تازه گداخته و اندك سفيداب قلعى مغسول نرم سوده داخل كرده از آتش فرو دارند و بگذارند تا منجمد گردد پس در هاون سنگى انداخته آب سرد بدان ريزند و بسايند و آب آن را چند مرتبه تجديد نمايند بعده قدرى از آن بچشند چون طعم شورى و تيزى سفيداب محسوس نگردد اندكى كافور قيصورى نرم روده بر آن بپاشند و خوب بر هم زنند پس قدرى از آن گرفته به اندك سفيدى بيضه مرغ تازه ممزوج نموده اندك اندك در حلق بچكانند تمام شب و روز و وقت خواب قدرى از آن در دهان بگيرند و بخوابند و بايد كه غذا حريره نشاسته و شير خر يا شير بز سرخ رنگ و روغن گل و قدرى نبات باشد در بثور قصبه ريه كه نادر افتد بعد فصد و تفيته بضماد و اطراف كاسنى كوبيده در روغن بنفشه يا روغن گل جوشانيده از آتش فرو آورده آرد جو و خطمى سوده بر آن پاشند و ممزوج نموده مثل مرهم سازند و بر پارچه حتماو ضخيم كرده از خارج بر حلق بموضع كثرت درد گذارند كه نضج ميدهد بثور او بعد دفع ريم بسرفه تدبير التحام او به مرهم مذكور نمايند و از اغذيه مخشنه حامضه و مالحه و حريضه اجتناب نمايند و بحريره مذكور غذا سازند تا آنكه به شود و ملتحم گردد و علامتش زوال درد و سكون سرفه است . ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه علاج بثور حلق خوا و در مرى يا در حنجره و قصبه باشد اين است كه اول فصد باسليق